|
بی تو هرگز... |
|
به نام آنکه مرا آفرید و .........برای خوشبختی من تو را |
سلام.خيلي وقته كه مي خوام يه چيزايي بگم اما نمي شه. راستش مدتيه كه خودم رو هم در لابلاي خاطراتم گم كردم. نمي دونم كجاي اين كره ي خاكي ايستادم و بايد كدوم راه رو برم.انگار از خودم دور شدم،دور...دور...دور...
مي خوام برگردم پيش خودم، آخه دلم براي خودم خيلي تنگ شده!. اما نمي دونم كجا جا موندم؟ شايد هم در مزارع طلايي گندم دياري از جنس بهشت و كوچه هاي خاكي وخانههاي كاه گلي آن...كجاس اتاقك پر از شعر و ترانههايم؟؟ شما منو نديدين؟!.............. تا تو هستی جز تو همه چی ممنوعه است
عشق دل کنده از این کوچه باغ بن بست من توی آغوشت گرم بودم یا سرد کاش شب می فهمید روز باور می کرد بغض یک دنیا رو از دلم کم کردی من فقط من بودم ، منو آدم کردی عشق بی حادثه نیست من خیانت کردم اگه یادم باشی ، زود بر می گردم ...![]()

![]()
+ نوشته شده در 87/05/15ساعت 19:5 توسط مرجان |