|
بی تو هرگز... |
|
به نام آنکه مرا آفرید و .........برای خوشبختی من تو را |
یک زوج در اوایل ۶۰ ساگی ودر یک رستوران کوچیک رمانتیک سی و پنجمین سالگرد ازدواجشون رو جشن گرفته بودن. حالا نوبت اقا بود یکم فکر کرد و گفت:این خیلی رمانتیک ولی چنین موقیعتی فقط یک بار تو زندگی ادم اتفاق می افته خانم و پری واقعا" نا امید شده بودن ولی ارزو ارزوه دیگه... پری چوب جادوییش رو چرخوند و... و اقا ۹۲ ساله شد... پیام اخلاقی داستان: مرد ها شاید موجودات نا سپاسی باشن ولی ولی پری ها...........................مونث اند نتیجه اخلاقی برای اقایون: اگه یک پری جلوتون ظاهر شد مواظب ارزوهاتون باشید...
ناگهان یک پری کوچولو قشنگ سر میزشون ظاهر شد و گفت چون شما زوج نمونه ای هستین و تو تمام این مدت به هم وفا دار بودین هر کدوم می تونین یک ارزو بکنینو خانم گفت:اوووووووووووووووووو من می خوام همراه همسر عزیزم دور دنیا مسافرت کنیم..
پری چوب جادویشو تکون داد:اجی مجی لا ترجیو ۲ تا بلیط برای سفر به دور دونیا تو دستش ظاهر شد. ![]()
خیلی متاسفم عزیزم ولی ارزوی من اینه که همسری سی سال جوونتر از خودم داشته باشم.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
+ نوشته شده در 87/07/01ساعت 19:12 توسط مرجان |