|
بی تو هرگز... |
|
به نام آنکه مرا آفرید و .........برای خوشبختی من تو را |
Happy Valentine's Day
Happy Valentine's Day![]()
ولینتاین مبارک
اول اينکه ، تمام دسته گلاي نرگس پسر بچه سر چهار راه و بخرم ...
بعدش يه سر به خاطرات گذشته بزنم ،
اونوقت با آينه خدافظي کنم و،
بيام پيشت !
بعد از اينکه گلارو بهت دادم،
بميرم !
فقط همين...... ![]()
![]()
+ نوشته شده در 86/11/24ساعت 20:9 توسط مرجان |
من در سفر خود از سپيدی تا سياهی راه رفتم من در سفر خود راه رفتم من در سفر خود مردمانی ديدم که مرا می ديدند من در سفر خود مردمانی ديدم که مرا نديدند مردمانی که مرا می ديدند همه در سياهی بودند مردمانی که مرا نديدند نيز من در سپيدی راه هيچ نديدم که بنويسم در دفتر خود در سياهی مطلق بودم اما می ديدم چيزهايی که نمی بايست ديدن وقتی که مرتکب جرمی شدم دويدم وقتی که جرمی نکردم دويدم وقتی که من دويدم از هيچ ترسيدم او در پی من می آمد .... او در پی من می آمد .... و من هراسان گريختم ! من در سفر خود از سپيدی تا سياهی ترسيدم ؛ من در سفر خود از سپيدی تا سياهی گريختم ؛ من در سفر خود از سپيدی تا سياهی راه رفتم ؛ راه رفتن من چه غريب است .... راه رفتن غريب است.... راه غريب است من غريبم من غريبم غريب غربت چند تا عکس خوشمل دوستم داده واستون میزارم البته هیچ ربطی به اپم نداره اما دیگه قول دادم بزارم تو وبلاگ
![]()
![]()
![]()





+ نوشته شده در 86/11/13ساعت 9:43 توسط مرجان |
+ نوشته شده در 86/11/02ساعت 13:31 توسط مرجان
چقدر وحشتناکه که هیچکس دلش برای من تنگ نشد هیچکس نپرسید چطوری؟! کجایی؟! حتی اونایی که خیلی دم از معرفت می زدنند!!!!!! یاد حرف مادرم افتادم که یک بار گفته بود... به سایه ها دل نبند...!!! "راست میگفت" *************** با نگاهی به گذشته به امروز فکر میکنم به حال که دگر نمیبینمت به روزی که دیدمت به فردا که چه خواهم دید کجای قصه هستیم؟ من ماندم و تنهایی هنوز ادامه دارد؟ ولی من توان ادامه راه را ندارم قصه باید تمام شود با شکست من با تهایی من اخر قصه ی تو چطور میشود؟ پیروز شدی با شکست من قصه تمومه آخره راهه گلا پژمردن آخره بهاره حرفام هنوز رو زبونمه عشق تو تمام وجودمه دل تو با دل من غریبه ولی چشات برام فریبه تو رفتی و دلم بیقراره یاد تو در دلم ماندگاره
![]()
![]()
![]()


+ نوشته شده در 86/11/01ساعت 10:21 توسط مرجان |