تبليغاتX

بی تو هرگز...

بی تو هرگز...

به نام آنکه مرا آفرید و .........برای خوشبختی من تو را

HOMEPAGE

E-MAIL

                                             

+ نوشته شده در 87/02/16ساعت 15:24 توسط مرجان

طالع بینی : چه شخصیتی دارید؟

این تست فقط 3 پرسش دارد و جواب ها شما را شگفت زده خواهند کرد.

جواب ها را نخوانید زیرا مغز مانند چتر نجات عمل میکند،وقتی که باز است بهتر کار میکند.

اگر به جواب ها نگاه کنید نتیجه درستی نخواهید گرفت.

یک قلم و کاغذ بردارید و جواب ها را بنویسید.

این یک تست صادقانه است که اطلاعات زیادی از خودتان به شما می دهد.

حالا شروع کنید.....!!!


1- نام های این حیوانات را به ترتیب علاقه خود قراردهید:

گاو

ببر

گوسفند

اسب

خوک

2- یک کلمه برای توصیف اسامی زیر بنویسید:

سگ

گربه

موش صحرایی

قهوه

دریا

3- به کسانی فکر کنید (کسانی که شما را بشناسند وبرای شما مهم باشند) و آن ها را به رنگ های زیر ربط دهید (افراد تکراری نباشند. برای هر رنگ،نام یک فرد).

زرد

نارنجی

قرمز

سفید

سبز

توجه: جواب های شما باید دقیقاً همانی باشند که مطلوب شماست.

حالا تعابیروتفاسیر جواب هایتان را بخوانید.


1-

گاو یعنی "کار."

ببر یعنی "غرور و فخر."

گوسفند یعنی "عشق."

اسب یعنی "خانواده."

خوک یعنی "پول."

2-

توصیف شما ازسگ،"شخصیت شماست."

توصیف شما ازگربه،"شخصیت شریک زند گی تان است."

توصیف شما ازموش صحرایی،"شخصیت دشمن شماست."

توصیف شما ازقهوه،"تعبیر شما از رابطه زناشویی است."

توصیف شما ازدریا،"زندگی خود شماست."

3-

زرد : "کسی که هیچ وقت فراموشش نخواهید کرد."

نارنجی : "کسی که به نظر شما دوست واقعیتان است."

قرمز : "کسی که شما به اوعشق می ورزید.گ

سفید : "جفت روح شما."

سبز: "کسی که تا آخرعمرتان او را به خاطر خواهید داشت."

(( این تست از "دالایی لاما" است. ))

+ نوشته شده در 87/02/16ساعت 15:15 توسط مرجان |

 

 

 

می خوام از تو بنویسم ،که نگی رفتی نموندی

نگی بی وفا شدی ، توی راه نرفته موندی

می خوام از تو بنویسم ، که نگی طاقت نداشتی

نگی تا اخر رویا ، منو تنها جاگذاشتی

اخه این مرام من نیست ، غم تو لحظه هات بیارم

اگه حتی بی بهونه ، اشکامو هدیه بیارم

توی این قلب غریبم ، تا همیشه یادگاری

Image hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.com

 

  عشق یعنی کوچک کردن دنیا به اندازه یه نفر و 

 

 

  بزرگ کردن یه نفر به اندازه یه دنیا 

+ نوشته شده در 87/02/04ساعت 8:25 توسط مرجان |

بازم سلامممممم سلاممممم  سلامممممم به دوستای گلم

 ایشالله عیدی زیاد گرفته باشین حداقل مشکل مالی نداشته باشین.حداقل حداقلش دیگه کارت اینترنت کم نیارین.

خوب حالا بریم سر اصل مطلب من این پستو مینویسم برای بهترین دوستمممم .الهی من فداشم بشم . قربونشم برم. درد و بلاش بخوره تو سر من.خوب دیگه زیادی حرف زدم.

خیلی جدی من ادرس وبشو براتون مینویسم البته توی پیوندام اولین لینک وب اونه. ولی در هر صورت هرکی نره و نظر نده دیگه دیگه دیگه.... پیگرد قانونی داره

http://30o3pol.mihanblog.com/

http://30o3pol.mihanblog.com/

دوستی دوستی  می آفریند

دوستی غنچه میدهد

غنچه گل میکند

گل عشق به همراه دارد

عشق رنج می آفریند

رنج تولدمژده میدهد

تولد نیاز در پی دارد

نیاز جستجو می طلبد

جستجو خدا در بر دارد

خدا دوستی به ارمغان دارد

دوستی دوستی می آفریند!

دوستت دارم تنها واژه ایست که میتونم از اعماق قلبم بر زبانم جاری سازم

دلم برات تنگه

  

+ نوشته شده در 87/01/20ساعت 10:33 توسط مرجان |

اولش فکر نمی کردم که دلم رو برده باشه
یا  دلم  گول  چشماش  رو خورده  باشه
اما نه گذشت و دیدم دل من دیوونه تر شد
به تو گفتم دلت از قصه ي من با خبر شد
آخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن
رفتن یه راه دشوار واسه هرگز نرسیدن
می دونم دوستم نداری مثه روزای گذشته
من خودم خوندم تو چشمات یه کسی اونو نوشته
می دونم فرقی نداره واست عاشق بودن من
می دونم واست یکی شد بودن و نبودن من

گریه ای آواز خاموش


اما روح من یه دریاست پره از موج و تلاطم
ساحلش تویی و موجاش خنجرای حرف مردم
آخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن
رفتن یه راه دشوار واسه هرگز نرسیدن

+ نوشته شده در 87/01/09ساعت 8:33 توسط مرجان |

 سلام سلام بازم عیده..جدی جدی یک سال دیگر هم مثل برق

گذشت..عیدتون،سال نوتون و نوروزتون مبارک،خجسته و میمون باد.

امیدورام هر جای دنیا هستید خوش و خرم باشید و کنار هفت سین

عید را در کنار خانواده جشن می گیرید. ۱۳۸۶ هم تموم شد با همه

شادی ها و غمهاش حالا دیگر باید به فکر روزهای نو و هدفهای نو

باشیم.  تا حالا فکر کردید چرا ما هفت سین می ذاریم در

روز عید؟!..من هم نمی دونم اما این و خوب می دونم که هر کدومش

سمبول چیزی هست که ما در سال نو به دنبالشیم.پس بریم ببینیم 

    ...:: عیدتون مبارک ::...

اوریجینال: سبزه،سماق،سمنو،سیر،سرکه،سنجد(در صورت نداشتن:

ساعت و سکه نیز قابل قبول است)

سبزه: نماد شادابى و سرسبزى و پیوند انسان با طبیعت است.

 

سمنو: نماد زایش و بارورى گیاهان است و از جوانه هاى تازه رسیده

 

گندم تهیه مى شود، سمنو رو غیر از سفره هفت سین دیگه کجا

 

استفاده میشه؟!

 

سیب: نماد بارورى است و زایش. در گذشته سیب را در خم هاى ویژه

 

اى نگهدارى مى کردند و قبل از نوروز به همدیگر هدیه مى دادند.

 

سنجد: نماد عشق و دلباختگى است و از مقدمات اصلى تولد و

 

زایندگى و همچنین اسم یه شخصیت عروسکی نیز بود!(تا ایجا که

 

همش باروری بود)

 

سماق و سیر: نماد چاشنى و محرک شادى در زندگى به شمار مى

 

روند. چینی ها در اضافه کردن سیر به سفره هفت سین تاثیر گذار

 

بودند!

 

آینه: نماد روشنایى است و حتماً باید در بالاى سفره جاى بگیرد اگه

 

نذارید روشنایی نخواهید داشت ما پارسال نذاشتیم برق هامون رقت!

 

آب و ماهى: نشانه برکت در زندگى هستند. ماهى به عنوان نشانه

 

اسفند ماه بر سفره گذاشته مى شود و بعد از آن ماهی را بکشید که

 

بگویید اسفند تموم شده.

 

سکه: به نیت برکت و درآمد زیاد انتخاب شده است. 

 

 

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 86/12/27ساعت 13:27 توسط مرجان |

سلام به دلاي عاشق. سلام به قلباي حساس.

سلام به لباي خندون. سلام به چشماي منتظر.

سلام به شما كه صاحب همه اين موهبتاي باارزشيد.

اميدوارم در حال سپري كردن لحظه‌هاي پرتقالي‌اي باشيد.

قدر خودتونو بدونيد. قدر دوستاتونم بدونيد،

دوستايي كه خيلي وقتا كه بهشون نياز داشتيد

كنارتون بودن. دستاشونو محكم تو دستاي خودتون نگه داريد.

اين طوري هم خودتون آروم مي‌شيد و مي‌دونيد كه

كنارتون مي‌مونن، هم دوستاتون احساس خوب شما

رو نسبت به خودشون درك مي‌كنن.

كاش هميشه دستاتون تو دست هم بمونه،

هميشه‌ي هميشه.N Aggressive (13)

خوب این همه حرف زدم N Aggressive (42)میخواستم .............Worriedsmiley

Whistleنظرتونو راجع به من و وبلاگم بگیدN Aggressive (44)

ادامه مطلب یادتون نره   


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 86/12/21ساعت 14:43 توسط مرجان |

سلام

اگه گفتین تولد کیه؟اگه گفتین

البته من چند روزی زود آپوندم

فکر کن

فکر کن

فکر

فکر

فکر

123

تولد تولد تولدت مبارك
بچه هااااااا  تولد شیوای  گله خودمه .
 

عزیز من تولدت رو با تقدیم هزاران شاخه گل محبت تبریک می گم

خوب تولد بدون کیک نمیشه که

 به همتون میرسه

خوشگلم ايشالا 120 سال در كنار خانوادت عمر با عزتي داشته باشي

 
خانومم تولدت هزاران بار مبارك
ايشالا هميشه موفق و پيروز باشي
با بهترين آرزوها براتون

مرجان

+ نوشته شده در 86/12/15ساعت 14:20 توسط مرجان |

بسم رب الحسین (ع)

سلام بر شما پیروان ابا عبدالله

و اربعین ...

و...

سلام بر بهترين پيامبر، بلندترين فرياد، سردار اربعين حسين(ع)، علمدارى با اصحابى از
 
جنس كلام، پيامبر با اعجازى از جنس سخن، حسينى ديگر، در شمايل يك زن، كه اگر چه
 
"خون" نداد ولى چه بسيار كه "خون دل" خورد.
 
سلام بر زينب بنت علي بن ابيطالب


+ نوشته شده در 86/12/09ساعت 7:9 توسط مرجان |

 بارالاها وقتی هدايتمان کردی.... قلبهامان را نلغزان.....

 

می دانی ای خدا ...

هر گاه رو به آسمان کردم دیدم تو در تنهاییت هیچگاه تنها نمانده ای...

چرا که همواره بوده اند انسانهایی تنها که تنهاییت را پر کنند...

 

نمی دانم ای خدا

تا به حال از آسمان به من نگاه کرده ای که چگونه در این شلوغی آفرنشت تنها مانده ام...

و همواره من را به امید تو تنها گذاشته اند ...

 

ای خدا بیدارم مکن که حرفها بسیار دارم...

 

+ نوشته شده در 86/12/01ساعت 14:47 توسط مرجان |

Happy Valentine's Day

ولینتاین مبارک

  ميدوني فقط چندتا کار ديگه مونده تا انجامشون بدم !
اول اينکه ، تمام دسته گلاي نرگس پسر بچه سر چهار راه و بخرم ...
بعدش يه سر به خاطرات گذشته بزنم ،
اونوقت با آينه خدافظي کنم و،
بيام پيشت !
بعد از اينکه گلارو بهت دادم، 
بميرم !
فقط همين......
 

Happy Valentine's Day

+ نوشته شده در 86/11/24ساعت 20:9 توسط مرجان |

من در سفر خود از سپيدی تا سياهی راه رفتم

من در سفر خود راه رفتم

من در سفر خود مردمانی ديدم که مرا می ديدند

من در سفر خود مردمانی ديدم که مرا نديدند

مردمانی که مرا می ديدند همه در سياهی بودند

مردمانی که مرا نديدند نيز

من در سپيدی راه هيچ نديدم

که بنويسم در دفتر خود

در سياهی مطلق بودم

اما می ديدم چيزهايی که نمی بايست ديدن

 

وقتی که مرتکب جرمی شدم دويدم

وقتی که جرمی نکردم دويدم

وقتی که من دويدم از هيچ ترسيدم

        او در پی من می آمد ....

                 او در پی من می آمد ....

                           و من هراسان گريختم !

من در سفر خود از سپيدی تا سياهی ترسيدم ؛

من در سفر خود از سپيدی تا سياهی گريختم ؛

من در سفر خود از سپيدی تا سياهی راه رفتم ؛

               راه رفتن من چه غريب است ....

                          راه رفتن غريب است....

                                     راه غريب است

                                              من غريبم  

                                                    من غريبم

                                                    غريب غربت

 

 چند تا عکس خوشمل دوستم داده واستون میزارم

البته هیچ ربطی به اپم نداره

اما دیگه قول دادم بزارم تو وبلاگ

                           

  

 

+ نوشته شده در 86/11/13ساعت 9:43 توسط مرجان |

اگه تونستي روي دكمه زرد كليك كني
Smiley

+ نوشته شده در 86/11/02ساعت 13:31 توسط مرجان

چقدر وحشتناکه که هیچکس دلش برای من تنگ نشد

هیچکس نپرسید چطوری؟! کجایی؟!

حتی اونایی که خیلی دم از معرفت

می زدنند!!!!!!

یاد حرف مادرم افتادم که یک بار گفته بود...

به سایه ها دل نبند...!!!

                                   "راست میگفت"

 

***************

 

با نگاهی به گذشته به امروز فکر میکنم

به حال که دگر نمیبینمت به روزی که دیدمت

به فردا که چه خواهم دید

کجای قصه هستیم؟

من ماندم و تنهایی

هنوز ادامه دارد؟

ولی من توان ادامه راه را ندارم

قصه باید تمام شود

با شکست من با تهایی من

اخر قصه ی تو چطور میشود؟

پیروز شدی با شکست من

 

saze-darvish.blogfa.com

 

قصه تمومه آخره راهه

گلا پژمردن آخره بهاره

حرفام هنوز  رو زبونمه

عشق تو تمام وجودمه

دل تو با دل من غریبه

ولی چشات برام فریبه

تو رفتی و دلم بیقراره

یاد تو در دلم ماندگاره

 

saze.darvish.blogfa.com

 

+ نوشته شده در 86/11/01ساعت 10:21 توسط مرجان |

السلام علیک یا ابا عبدالله

 السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی

اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

سلام من به محرم   محرم گل زهرا

به لطمه های ملائك  به ماتم گل زهرا

سلام من به محرم  به تشنگی عجيبش

به بوی سيب زمين و غم حسين غريبش

سلام من به محرم  به غصه و غم مهدی

به چشم كاسه خون و به شال ماتم مهدی

سلام من به محرم  به كربلا و جلالش

به لحظه های پر از حزن و غرق درد و ملالش

سلام من به محرم  به حال خسته زينب

به بينهايت داغ دل شكسته زينب

سلام من به محرم  به دست و مشك ابوالفضل

به نااميدی سقا به سوز و اشك ابوالفضل

سلام من به محرم  به قد و قامت اكبر

به خشك اذان گوی زير نيزه و خنجر

سلام من به محرم  به دست و بازوی قاسم

به شوق شهد شهادت  حنای گيسوی قاسم

سلام من به محرم  به گهواره اصغر

به اشك خجلت شاه و گلوی پاره اصغر

سلام من به محرم  به احترام سكينه

به آن مليكه كه رويش نديده چشم مدينه

سلام من به محرم  به عاشقی زهيرش

به بازگشتن حر  خروج ختم به خيرش

سلام من به محرم  به مسلم و به حبيبش

به رو سپيدی عون و بوی عطر عجيبش

سلام من به محرم  به زنگ محمل زينب

به پاره پاره تن بی  سر مقابل زینب

سلام من به محرم  به انتظار رقيه

به پای آبله بسته به چشم تار رقيه

سلام من به محرم  به شور و حال عيانش

سلام من به حسين و به اشك سينه زنانش

سلام من به محرم  به حزن نغمه هايش

به پرچم و به سياهی  به خيمه های عزايش

سلام دوستای عزیزم امروز خبر دار شدم علی(بی تو عمری) یکی از دوستای

خوبم تو بیمارستانه وحالش خوب نیست واسش دعا کنید

مي گن وقتي آب خوردي بگو يا حسين ، اما اين روزها

كه آب رو مي بيني و نمي توني بخوري بگو يا ابوالفضل


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 86/10/21ساعت 22:55 توسط مرجان |

به نام دوست که دوست اوست.

 دوباره سلام ،سلامی که حرف اولش سلامتیه برای تمام کسانیکه

 

 دوستشون دارم .راست بگم من باز موندم بی موضوع

وقتی از همه کس و همه جا خسته بودم از همه بریده بودم

پریشان بودم فقط و فقط یه چیز آرومم کرد.

تو کجا بودی و چرا از یاد برده بودمت چقدر صدات حس

 قشنگی داره .

فقط می تونم بگم مامان مرسی با تمام سادگیت تنهاترین

و محکم ترین تکیه گاه شدی خودتم نمی دونی که چه کردی.

به خدا می سپارمت

وقتی برا پیدا کردن یه پناهگاه واسه گریه هات خودت رو به آب و آتیش

 

 زدی و آخرش با اشکهای خشک شده بهش نرسیدی.

 

 وقتی یه دل پر از درد داری و نمی تونی سنگینیشو رو دوش

 

 کسی بزاری.

 

 وقتی که از صدای خنده های خودت گریه ات می گیره.

 

وقتی دیگه از دوست داشتن و دوست داشته شدن متنفر شدی

 

وقتی با ارزش ترین چیزها تو نگاهت بی ارزش شدن

 

 وقتی دیگه از همه چیز خسته شدی.....

 

 اون موقع ست که مثل من به آخرش رسیدی .......

 

                                  باید بیل برداری یه راه جدید بسازی

این نی نی ها هم هیچ ربطی به پستم نداره خوشم اومد ناراحتین؟

 

+ نوشته شده در 86/10/18ساعت 22:25 توسط مرجان |

سلام

با هر کی حرف میزنم میگه یه برفی اومده

منم دلم برف خواست دیگه گفتم یه آپ برفی کنم

پرده را كنار مي‌زنم، پشت پنجره برف مي‌بارد. و گلوله‌هاي سپيد برف نرسيده به زمين، هوار مي‌شوند روي ذهن تشنه‌ام، خنك مي‌شوم و لذت سپيدي وول خورد زير پوستم...

فكري‌ام كه امروز مي‌توانست چه روز خوبي باشد..... مثل همه آن سالها، كه در روز برفي مي‌زدم به خيابان و از فشرده شدن گلوله‌هاي برف زير گامهايم لذت مي‌بردم... رفتن، بي آنكه عجله‌اي در كار باشد...